علی الاعلی
آیا امروز بر محمد و آل محمد صلوات فرستاده ایم؟
وقتی برگشتم به خوراشاد برای اینكه بافنده ها را تشویق كنم ریالی برای خودم بر نداشتم و همه درآمد را بینشان تقسیم كردم. موفقیت ما در این نمایشگاه، روستای خوراشاد را تكان داد. همه برای هم تعریف می كردند كه حوله های زنان روستا در تهران فروش رفته است. در نتیجه اغلب زنان روستا آمدند و گفتند ما هم می خواهیم ببافیم.

ماجرای شیرین این 289 زن روستایی!/ دختران دانشجوی این روستا نه منشی گری می‌كنند، نه چشم‌شان به دولت است

وقتی برگشتم به خوراشاد برای اینكه بافنده ها را تشویق كنم ریالی برای خودم بر نداشتم و همه درآمد را بینشان تقسیم كردم. موفقیت ما در این نمایشگاه، روستای خوراشاد را تكان داد. همه برای هم تعریف می كردند كه حوله های زنان روستا در تهران فروش رفته است. در نتیجه اغلب زنان روستا آمدند و گفتند ما هم می خواهیم ببافیم.
گروه اجتماعی  - رجانیوز: مدیرعامل تعاونی روستایی زنان خوراشاد ضمن تشكر از بسیج عشایر برای دایر كردن نمایشگاه صنایع دستی در پارك قیطریه، گلایه ای هم دارد: "در استان ما وقتی قرار است نمایشگاهی برگزار شود، از چند روز قبل در سطح شهر اطلاع رسانی می شود و تبلیغات می كنند. اما برای این نمایشگاه اطلاع رسانی مناسبی صورت نگرفته است. حتی درون پارك قیطریه شما هیچ بنر یا پلاكاردی درباره نمایشگاه نمی بینید و همه بازدید كنندگان به صورت اتفاقی و شانسی اینجا هستند."
 
به گزارش رجانیوز پارك قیطریه این روزها حال و هوای متفاوتی دارد. به همت سازمان بسیج عشایری یكی از زیباترین و بزرگترین پارك‌های تهران میزبان تعاونی های عشایری و روستایی است كه توانمندی هایشان را در قالب نمایشگاه به معرض بازدید عموم گذاشته‌اند. در جریان گشت و گذار در این نمایشگاه متفاوت، با خانم فاطمه ذاكریان، كار آفرین نمونه بیرجندی به گفت و گو نشستیم. او با احیاء پارچه بافی سنتی در روستای خوراشاد، برای صدها نفر اشتغال‌زایی كرده و سه بار به عنوان كار آفرین برتر در میان تعاونی‌های كشور مورد تقدیر قرار گرفته است.
همكاری با قید محرمانه!
 
خانم ذاكریان كه مدیرعامل تعاونی روستایی زنان خوراشاد است، درباره آغاز به كارش می گوید: "تعاونی روستایی ما در سال 82 تاسیس شد و من از سال 83 مسئولیت مدیریت آن را عهده دار شدم. برای اینكه بتوانیم برای زنان روستایی اشتغال ایجاد و به اقتصاد خانواده های روستایی كمك كنیم، بر آن شدیم تا پارچه بافی سنتی یا به زبان خودمان هنر "تو بافی" را دوباره به وسیله پیشكسوتان خوراشاد احیاء كنیم. به همین منظور در مسجد خوراشاد جلسه ای برگزار و از مردم خواهش كردیم آن هایی كه این هنر رو به انقراض و فراموش شده را بلدند و علاقه دارند، برای احیاء و آموزش آن به دیگران كمك كنند. اما هیچكدام از مردم روستا اقبال نشان ندادند و حتی اصل تلاش ما برای احیاء "تو بافی" در نظرشان مسخره می آمد. می گفتند با این پیشرفت در نساجی صنعتی هیچكس ارزشی برای كار دست قائل نیست و كسی پارچه های تو بافی را نمی خرد. وقتی جلسه تمام شد و به بیرجند رسیدم، دختر یكی از اعضای تعاونی تماس گرفت و گفت مادرم گفته حاضر است كمك كند به این این شرط كه هیچكس نفمهمد چون خجالت می كشد! گفتم مشكلی نیست. قبلاً دو دستگاه "تو بافی" را آماده بافتن كرده بودیم كه اگر كسی اعلام آمادگی كرد بلافاصله شروع كنیم. روز بعدش یك نفر دیگر هم تماس گرفت و به شرط محرمانه بودن، برای همكاری اعلام آمادگی كرد. به این ترتیب هر دو دستگاه ما فعال شد."
 
 
خانم‌های تهرانی باورشان نمی شد
 
وی می افزاید: "بعد از 3 ماه كه توانستیم این هنر را توسط 5 بافنده زنده كنیم در یك نمایشگاه صنایع دستی در مصلی تهران شركت كردیم. استقبال بسیار خوبی از محصولاتمان شد و كاملا غافلگیر شدیم، به گونه ای كه در روز دوم نمایشگاه دیگر جنسی نداشتیم كه بفروشیم. در نتیجه انگیزه مان چند برابر شد، گفتیم الحمدلله كه هنوز هم مردم كار دست را ارزش می گذارند، دیدیم كه ما خودمان خودمان را مسخره می‌كردیم، اما خانم های تهرانی چقدر پارچه های دست باف را دوست داشتند. جالب است بدانید كه بافنده های ما به قدری خوب پارچه ها را بافته بودند كه خانم های تهرانی باورشان نمی شد محصولات ما كار دست است. یكی از بافنده های ما پیرزنی بود كه چشمانش خوب نمی‌دید، پارچه‌هایی كه او بافته بود بعضا زدگی داشت. خانم‌های تهرانی می گفتند این پارچه كار دست است و همین را می خواهیم، بقیه محصولاتتان كار ماشین است"!
 
 
این 289 زن روستایی!
 
مدیرعامل تعاونی روستایی زنان خوراشاد خاطرنشان می كند: "وقتی برگشتم به خوراشاد برای اینكه بافنده ها را تشویق كنم ریالی برای خودم بر نداشتم و همه درآمد را بینشان تقسیم كردم. موفقیت ما در این نمایشگاه، روستای خوراشاد را تكان داد. همه برای هم تعریف می كردند كه حوله های زنان روستا در تهران فروش رفته است. در نتیجه اغلب زنان روستا آمدند و گفتند ما هم می خواهیم ببافیم. در روستای ما 350 خانوار سكونت دارند. تعاونی ما با 75 عضو شروع كرد و امروز 289 عضو دارد كه 248 نفرشان فقط در زمینه حوله بافی سنتی فعال اند. ما فقط احیا كننده "هنر توبافی" نبودیم، بلكه آن را در تمام استان ترویج كردیم. امروز زنان روستایی در كل استان مشغول "توبافی" هستند و هر جا كلاسی برگزار شده مرابیان از تعاونی ما دعوت شده اند."
 
 
خانم ذاكریان درباره محصولات تعاونی شان میگوید: "شال سر، حوله مسافرتی، حوله نوزاد، سفره نان، دستمال جیبی، دستمال آشپزخانه، صافی، چادر شب و ... محصولاتی هستند كه خانم های روستایی می بافند. ویژگی پارچه های توبافی شده این است كه از پنبه خالص هستند، جذب آب بسیار بالایی دارند و بسیار كم حجم هستند. از همه مهمتر اینكه پارچه های ما ضد حساسیت هستند، یعنی برای استفاده نوزادان، افراد سالخورده و كسانی كه بیماری های پوستی دارند، مطبوع است. این را به شما بگویم كه هر كس فقط یك بار پارچه توبافی شده خریده، مشتری همیشگی ما شده چون جنس ما خودش، خودش را معرفی می كند."
 
 
از مادربزرگ 85 ساله تا دختر بچه 7 ساله
 
وی درباره درآمد خانم های "توباف" خاطرنشان می كند: "خانم های بافنده در روستای ما بین 600 تا 1 میلیون تومان در ماه درآمد دارند. خانم های روستای خوراشاد در واقع امروز با هم احساس رقابت می كنند. وقتی یك خانم می گوید من امروز 4 پارچه بافته ام، دیگری سعی می كند فردا 5 پارچه ببافد. ما به ازای همه ساكنان مونث روستا دستگاه پارچه بافی داریم. امروز شما در هیچ خانه ای وارد نمی شوید مگر اینكه دستگاه پارچه بافی را می بینید. ما حتی خانه هایی داریم كه در آن ها 4 نسل در كنار هم به صورت همزمان بافندگی می كنند. یعنی از مادربزرگ 85 ساله، تا مادر، دختر و نوه 7 ساله همزمان در حال بافندگی هستند."
 
 
دختران دانشجویمان نه منشی گری می كنند، نه چشمشان به دولت است
 
خانم ذاكریان درباره اهمیت اقتصادی درآمد بانوان روستای خوراشاد می گوید: "بیش از 17 سال است كه خراسان جنوبی با معضل خشكسالی رو برو است. بیشتر درآمد مردم از كار كشاورزی و باغدای حاصل می شود كه خشكسالی مداوم آسیب شدیدی به آن وارد كرده. اما احیاء توبافی باعث رونق اقتصادی روستا و بهبود معیشت خانواده ها شده است. مثلا خانواده ای كه 4 نفر در آن "توبافی" می كنند ماهانه 4 میلیون تومان درآمد دارند. این را هم بگویم كه خانم های روستایی اگرچه به بافندگی مشغولند اما هرگز از وظایفشان در خانواده غفلت نمی كنند، اتفاقا با دلگرمی بیشتری كار خانه داری شان را انجام می دهند. من وقتی می بینم یك دختر دانشجو در كنار تحصیلش از این طریق شغلی پیدا كرده، بالاترین خوشحالی در قلبم پیدا می شود. الان دختران دانشجوی روستای ما هزینه تحصیلی شان را با پارچه بافی تامین می كنند و نه منتظر شغل دولتی هستند و نه می خواهند منشی گری كنند. مهمترین دلگرمی خانم های پارچه باف این است كه بیمه هستند وخیالشان از آینده راحت است. ما اعضایی در تعاونی مان داریم كه خودشان سرپرست خانوار هستند و امروز وضعیت زندگی شان زیر و رو شده و حتی ماشین هم خریده اند. این را هم بگویم كه دستگاه پارچه بافی در حكم یك دستگاه فیزیوتراپی است و هیچ آسیب جسمی به خانم ها نمی رساند."
 
 
ماجرای فرزند معلول خانم ذاكریان
 
كمتر كسی می داند كه این بانوی كارآفرین نمونه یك فرزند معلول نیز در خانه دارد. خانم ذاكریان درباره فرزند معلولش می گوید: "داشتن فرزند معلول، خواست خدا بوده و من هیچ وقت ناسپاسی نكرده ام، همیشه به خاطر وجود این فرزند خدا را شكر كرده و از او خواسته ام مرا در امتحان نگهداری از فرزند معلولم موفق بدارد. این فرزند معلول برای من و خانواده ام مایه خیر و بركت است. من به همراه مادر و دو عروسم در یك خانه زندگی می كنیم. خدا حفظشان كند، آن ها هستند كه در غیاب من از فرزندم نگهداری می كنند. می خواهم به خانم ها بگوییم انقدرمایوس نباشید و به خاطر داشته هایتان سپاسگزار خداوند باشید. من باور دارم كه شكرگزاری، نعمت را افزون می كند. خیلی ها وقتی ظاهر من را می بینند می گویند ذاكریان كه هیچ دغدغه ای ندارد، اما اینطور نیست. ما زنان ایرانی باید از پس روزگار بر بیاییم و گرنه زندگی چه معنایی دارد؟"
 
 
وقتی بسیج سازندگی و سازمان میراث فرهنگی دست به دست هم می دهند
 
وی در ادامه به كمك های بسیج سازندگی و سازمان میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی اشاره می كند و می افزاید: " بسیج سازندگی و سازمان میراث فرهنگی به ما خیلی كمك كردند. اگر كمك نمی كردند نمی توانستیم خوراشاد را تكان دهیم. نمایشگاه ها و كلاس های بسیج سازندگی برای ما بسیار مفید بود. سازمان میراث فرهنگی هم تعاونی و محصولات ما را به تمام كشور شناساند. نمایشگاه های عرضه صنایع دستی برای ما بسیار مهم است. اگر این نمایشگاه ها نبود فروشی نداشتیم. اگر فروش نباشد تولید هر چقدر كه باشد اهمیت ندارد. باید اول بازار فروش را پیدا می كردیم. امروز اعضا هرچقدر كه پارچه ببافند ما هیچ دغدغه ای برای فروش نداریم. بعضی وقت ها تاسقف 25 میلیون تومان پارچه در انبار تعاونی جمع می شود اما من هیچ هراسی ندارم چون می دانم اگر نمایشگاهی برگزار شود، حتی یكی از پارچه ها باقی نمی ماند. امروز كل استان محصولاتشان را برای تعاونی ما می فرستند تا برایشان بفروشیم. روستای ما هم به عنوان اولین روستای هدف صنایع دستی كشور برگزیده شده است."
 
 
مدیرعامل تعاونی روستایی زنان خوراشاد درباره اهمیت توجه به مشاغل خانگی، تصریح می كند: "مشاغل خانگی بسیار مهم هستند. رهبر انقلاب هم بر همین نكته تاكید دارند كه اگر این مشاغل خانگی احیا شود و مردم از تولیدات دست ساز ایرانی استفاده كنند همه سر كار می روند و هیچ انسان بیكاری در ایران پیدا نمی شد. در روزگاری نه چندان دور مردم روستای ما خجالت می كشیدند پارچه بافی كنند اما امروز به آن افتخار می كنند و به آینده خوشبین هستند."
 
 
فقط 30 میلیون تومان نقدینگی لازم داریم
 
خانم ذاكریان مهمترین مشكل تعاونی روستایی زنان خوراشاد را فقدان نقدینگی می داند و اظهار می كند: "از 5 سال پیش فریاد می زنم كه نیازمند نقدینگی هستیم اما مسئولان فقط در حد حرف همراهی كرده اند. قیمت مواد اولیه در نوسان است و ما حداقل به 30 میلیون تومان وام برای خرید نخ مورد نیازمان برای یك سال به صورت مستقیم از كارخانه احتیاج داریم. البته ما یك واحد اعتباری كوچك برای اعضای تعاونی مان ایجاد كرده ایم و به هركس كه كار بافندگی را شروع كند مبلغ 500 هزار تومان وام قرض الحسنه پرداخت می كنیم."
 
 
حتی یك بنر هم وجود ندارد
 
مدیرعامل تعاونی روستایی زنان خوراشاد ضمن تشكر از بسیج عشایر برای دایر كردن نمایشگاه صنایع دستی در پارك قیطریه، گلایه ای هم دارد: "در استان ما وقتی قرار است نمایشگاهی برگزار شود، از چند روز قبل در سطح شهر اطلاع رسانی می شود و تبلیغات می كنند. اما برای این نمایشگاه اطلاع رسانی مناسبی صورت نگرفته است. حتی درون پارك قیطریه شما هیچ بنر یا پلاكاردی درباره نمایشگاه نمی بینید و همه بازدید كنندگان به صورت اتفاقی و شانسی اینجا هستند."
 
 
در همین حین یكی از مشتریان غرفه خانم ذاكریان می گوید: "من هر روز صبح برای ورزش به پارك قیطریه می آیم. طبیعتا كسی كه برای ورزش به پارك می آید، كیف پولش را در خودرویش می گذارد. امروز كه دیدم عشایر عزیز اینجا هستند خیلی خوشحال شدم اما یادم افتاد كه پولی برای خرید همراهم نیست. اگر اطلاع رسانی می شد یا لااقل یك پلاكارد در پارك نصب می كردند، این مشكل پیش نمی آمد. در هر صورت از كسانی كه این نمایشگاه را برگزار كرده اند تشكر می كنیم، چون ما عشایر را دوست داریم و می خواهیم با نوع زندگی شان از نزدیك آشنا شویم و در حد توان به اقتصادشان كمك كنیم."
 




نوع مطلب : سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : پوریا حسین‌خانی
مطالب اخیر
برچسبها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic